كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

645

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

چون حوادث كاينات بىحدّ و غايت از جيحون عبور نمود و ميرزا عبد اللطيف لشكرهاى ختلان و قندز و بغلان و ارهنگ و سراى « 58 » تا سرحد بدخشان و بلخ و سان و چاريك « 59 » و اندخود و شبرغان و ميمنه و فارياب تا نواحى آب مرغاب جمع آورده به اردوى اعلى ملحق شد و سپاهى به هم پيوست . بيت زيادت ز مور و فزون از ملخ * گرفته همه كوه و هامون و شنح ميرزا علاء الدوله را از استماع اين خبر عشرت به حسرت و صفوت به كدورت مبدل شد و اسباب طرب به آلات حرب منقلب گشت و ابواب خزاين و دفاين گشاد و نقود فراوان به همه كس داد و گنجهاى جهان كه حضرت خاقان سعيد مدت پنجاه سال اندوخته بود بر اصناف لشكر قسمت نمود . بيت دل بسى خون به كف آورد ولى ديده بريخت * اللّه اللّه كه تلف كرد كه اندوخته بود « 60 » و دليران معركهء جنگ و مبارزان ميدان نام و ننگ مرتب شدند . بيت جهان در جهان لشكر آماده گشت * كه از ديدنش چرخ را سربگشت امير محمد صوفى ترخان و امير سلطان ابو سعيد را به دستور زمان حضرت خاقان سعيد به حكومت و داروغگى دار السلطنهء هرات تعيين نمود و مولانا احمد

--> ( 58 ) . يعنى ارهنگ و سالى سراى . ( 59 ) . سان و چاريك ( - سنگ چرك ) ، ر ك براى اين به هولدك ص 255 ، 258 و ييت ص 239 . ( 60 ) . ديوان حافظ ص 117 .